تکتف - بدعت - عمر
همه مذاهب اسلامي در اينكه بستن دستها در نماز واجب نيست، اتفاق نظر دارند. يعني
نمازگزار ميتواند با دست باز نماز بخواند؛ حنفيه، شافعيه و حنابله بستن دستها را
در هنگام نماز سنت ميدانند.
مالكيه بستن دستها را در نماز مستحبي، جايز؛ اما در نمازهاي واجب، باز بودن دستها را مستحب ميدانند. برخي ديگر از تابعين و علماي اهل سنت نظير عبدالله زبير، حسن بصري، ابن سيرين و ليث بن سعد با دست باز نماز ميخواندهاند.(2)
دليل آنها
كه اين عمل را جايز ميدانند اين است كه در كتاب صحيح مسلم آمده است. از وائل بن
هجر نقل شده است كه: پيامبر وقتي كه خواست نماز بخواند، دستهايش را بالا برد و
تكبير گفت، سپس با لباسش خود را پوشاند و پس از آن دست راست را بر روي دست چپ قرار
داد.(4)
از جهت متن حديث كه احتجاج به فعل است، يعني طبق اين حديث پيامبر(ص) لباس را دور خودش پيچيد و دستها را در حال نماز بست. بنابراين اولاً معلوم نيست كه فعل پيامبر(ص) كه پيچيدن لباس به دور خودش باشد، براي چيست، ممكن است به جهت سرما يا به سبب اينكه به زمين كشيده نشود اين كار را انجام داده است. علاوه بر اينكه اصولاً در زير لباس معلوم نميشود آيا دستها باز است يا بسته.
اشكال دوم: از نظر سند حديث است - حديث مرسله است يعني در وسط سند حديث به سند آن قطع ميشود و به پيامبر نميرسد، بنابراين به اين حديث نميتوان تمسك كرد.
اما شيعه روايات زيادي در دست دارد كه طبق آن پيامبر(ص) از دست بستن نهي كرده است.
1. روايد زراره از ابي جعفر(ع) ميفرمايد: «و لا تكتف فانما يفعل ذلك المجوس»؛ امام صادق(ع) به زراره فرمود دستهايت در نماز نبند چون اين عمل از اعمال مجوس است.(5)
2. روايت محمد بن علي بن الحسين به اسنادش از حماد بن عيسي از ابي عبدالله نقل كرده كه حضرت فرمود: «انّه لما صلي قام مستقبل القبله منتصباً فارسل يديه جميعاً علي فخذيه قد صمّ اصابعه»؛ شخصي به خدمت امام صادق آمد حضرت در حالي كه راست و ثابت ايستاد و دستهايش را در حال نماز باز گذاشت.(6)
علت تكتف در نماز:
اولا; گذاردن دستها با اين كيفيت خاص در حال نماز، در ميان خود اهل تسنن نيز مورد اختلاف است و بعضي از فرقههاي ايشان چنين نميكنند.
ثانيا; ريشه تاريخ اين عمل، بدعتي است كه خليفه دوم با مشاهده نحوه احترام اهالي بعضي از كشورها به سلاطين خود، اختراع كرد و در اصل كيفيت نماز در اسلام چنين چيزي نبوده است.
ثالثا; تسليم واقعي در برابر خداوند در عمل به دستورات و بايدها و نبايدهاي الهي است، لذا نماز خواندن با اين كيفيت; يعني، دست به روي دست گذاشتن نه تنها نشانه تسليم بيشتر نيست بلكه چون بدعت است، با حقيقت تسليم در برابر خدا كاملامنافات دارد.
پي نوشتها:
1- مستند العروةالوثقي، محاضرات آيتاللّهخوئي، ج 4، ص 445
2- المجموع في شرح التهذيب، ج 3، ص 311، ط بيروت؛ الهدايه، ج 1، ص 97، چاپ لاهور.
3- وسائل الشيعه، باب 10، از ابواب قواطع الصلاْ، حديث 3، علل الشرايع.
4-صحيح مسلم، ج 4، ص 114؛ المغني و شرح الكبير، ج 1، مسأله 661، باب الصلاْ؛ صحيح بخاري7 ج 2، ص 353؛ الفقه علي المذاهب الاربعه، ص 251.
5- وسايل الشيعه، ج 4، باب 15، ص 710.
6- .علل الشرايع، ص 358، باب 74.
مالكيه بستن دستها را در نماز مستحبي، جايز؛ اما در نمازهاي واجب، باز بودن دستها را مستحب ميدانند. برخي ديگر از تابعين و علماي اهل سنت نظير عبدالله زبير، حسن بصري، ابن سيرين و ليث بن سعد با دست باز نماز ميخواندهاند.(2)
از نظر شيعه بستن دست در نماز جايز نيست، زيرا عبادات توقيفي است و زياده و كم كردن در آن بايستي با اجازه شارع مقدس باشد و از سوي ديگر دليل بر صحت آن وجود ندارد؛ بلكه در رواياتي كه از طريق اهلبيت به ما رسيده از آن نهي كردهاند مانند روايات محمد بن مسلم كه ميگويد: از امام باقر(ع) در مورد فردي كه با دست بسته نماز ميخواند و دست راست خود را بر روي دست چپ ميگذارد سؤال كردم حضرت در پاسخ فرمود: اين عمل را انجام مده.(3)
از جهت متن حديث كه احتجاج به فعل است، يعني طبق اين حديث پيامبر(ص) لباس را دور خودش پيچيد و دستها را در حال نماز بست. بنابراين اولاً معلوم نيست كه فعل پيامبر(ص) كه پيچيدن لباس به دور خودش باشد، براي چيست، ممكن است به جهت سرما يا به سبب اينكه به زمين كشيده نشود اين كار را انجام داده است. علاوه بر اينكه اصولاً در زير لباس معلوم نميشود آيا دستها باز است يا بسته.
اشكال دوم: از نظر سند حديث است - حديث مرسله است يعني در وسط سند حديث به سند آن قطع ميشود و به پيامبر نميرسد، بنابراين به اين حديث نميتوان تمسك كرد.
اما شيعه روايات زيادي در دست دارد كه طبق آن پيامبر(ص) از دست بستن نهي كرده است.
1. روايد زراره از ابي جعفر(ع) ميفرمايد: «و لا تكتف فانما يفعل ذلك المجوس»؛ امام صادق(ع) به زراره فرمود دستهايت در نماز نبند چون اين عمل از اعمال مجوس است.(5)
2. روايت محمد بن علي بن الحسين به اسنادش از حماد بن عيسي از ابي عبدالله نقل كرده كه حضرت فرمود: «انّه لما صلي قام مستقبل القبله منتصباً فارسل يديه جميعاً علي فخذيه قد صمّ اصابعه»؛ شخصي به خدمت امام صادق آمد حضرت در حالي كه راست و ثابت ايستاد و دستهايش را در حال نماز باز گذاشت.(6)
علت تكتف در نماز:
اولا; گذاردن دستها با اين كيفيت خاص در حال نماز، در ميان خود اهل تسنن نيز مورد اختلاف است و بعضي از فرقههاي ايشان چنين نميكنند.
ثانيا; ريشه تاريخ اين عمل، بدعتي است كه خليفه دوم با مشاهده نحوه احترام اهالي بعضي از كشورها به سلاطين خود، اختراع كرد و در اصل كيفيت نماز در اسلام چنين چيزي نبوده است.
ثالثا; تسليم واقعي در برابر خداوند در عمل به دستورات و بايدها و نبايدهاي الهي است، لذا نماز خواندن با اين كيفيت; يعني، دست به روي دست گذاشتن نه تنها نشانه تسليم بيشتر نيست بلكه چون بدعت است، با حقيقت تسليم در برابر خدا كاملامنافات دارد.
پي نوشتها:
1- مستند العروةالوثقي، محاضرات آيتاللّهخوئي، ج 4، ص 445
2- المجموع في شرح التهذيب، ج 3، ص 311، ط بيروت؛ الهدايه، ج 1، ص 97، چاپ لاهور.
3- وسائل الشيعه، باب 10، از ابواب قواطع الصلاْ، حديث 3، علل الشرايع.
4-صحيح مسلم، ج 4، ص 114؛ المغني و شرح الكبير، ج 1، مسأله 661، باب الصلاْ؛ صحيح بخاري7 ج 2، ص 353؛ الفقه علي المذاهب الاربعه، ص 251.
5- وسايل الشيعه، ج 4، باب 15، ص 710.
6- .علل الشرايع، ص 358، باب 74.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ ساعت ۳ ب.ظ توسط مــحــب مـهــدی فـــاطــمــه
|
قلب من قالی خداست/ تاروپودش از پر فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب/ برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من/ از تلاش آفتاب